کودک شما برای هزارمین بار بددهانی میکند و کاسهٔ صبر شما لبریز شده است. تصورات عالی و باشکوه شما از آموزش درست و تربیت کودک ناگهان فراموش میشود و فریاد میزنید، «برو تو اتاقت!» لحظاتی بعد، وقتی کلماتی که گفتید در گوشتان تکرار میشود، با ناباوری متوجه میشوید که درست مثل کسانی رفتار کردهاید که بارها روش تربیتی آنها را زیر سؤال برده بودید، یعنی مثل مادر یا پدرتان! شما تنها نیستید که چنین حسی را تجربه میکنید. واکنش ناخودآگاه و بیتعمقی که ما هنگام بدرفتاری بچههایمان نشان میدهیم، معمولاً دقیقاً همان رفتاری است که در کودکی با ما شده و حالا سؤال این است که آیا این ابزارهای تربیتی سنتی از آزمون زمان سربلند بیرون میآیند؟
آیا باید امتیازاتی را از کودک گرفت؟
محروم کردن از چیزی یا کاری سرگرمکننده از ابزارهایی است که به طور گستردهای توسط والدین استفاده میشود و بسیاری از آنها این عادت را از والدین خود یاد گرفتهاند. به عنوان مثال، وقتی کودکتان شیطنت میکند، پدر و مادر ممکن است سریعاً او را از تماشای تلویزیون محروم کنند.
این کار را ترک کنید!
مجازات فقط منجر به نافرمانی، طغیان یا عزت نفس پایین میشود. اگر فرزندتان در حین المشنگه چیزی را بشکند، میتوانید یک هفته امتیاز تماشای تلویزیون را از او بگیرید. اما این چیزی به او نمیآموزد. به جایش راهی پیدا کنید تا او بتواند آن شیء را جایگزین یا تعمیر کند. به عنوان مثال شاید او بتواند با شما بنشیند و شیء شکسته را به هم بچسباند.
آیا باید کودک را به ماندن در خانه محدود کرد؟
اصطلاح محدود کردن به خانه یا اتاق در واقع نوعی از دست دادن امتیازات است و توسط والدینی که میگویند این کار را از والدین خود آموختهاند همچنان استفاده میشود. به عنوان مثال، وقتی پسر سه سالهٔ شما بددهانی یا نافرمانی میکند، میگویید: «اگه به این رفتارت ادامه بدی، امروز پارک نمیریم.» یا کودک را در اتاقش یا جایی حبس میکنند. اما آیا این کار اثر مثبتی دارد؟
این کار را ترک کنید!
درست مثل از دست دادن امتیازات، محروم کردن از بیرون رفتن، فقط زمانی جواب میدهد که کودک چیزی را که برایش مهم است از دست بدهد، در غیر این صورت بیفایده است. حبس کردن یک کودک دو یا سه ساله اتلاف وقت است، زیرا آنها واقعاً ارتباط این کار با عمل خود را درک نمیکنند. پس این کار را هم فراموش کنید.
آیا باید سر کودک فریاد زد؟
اگر در خانهای با اعضای جیغجیغو بزرگ شدهاید، احتمال دارد که شما هم در برابر بچههای خود ولوم صدایتان را زیاد کنید و این توصیف شامل بیشتر ما میشود، چون تقریباً بیشتر والدین بر سر بچههایشان داد میکشند، فریاد میزنند یا جیغ میکشند و اگرچه هیچکس ادعا نمیکند که طغیان عصبی گهگاهی آسیب مادامالعمری در کودک ایجاد میکند، اما شواهدی وجود دارد که نشان میدهد فریاد زدن مداوم برای بچهها به همان اندازهٔ آزار جسمی مضر است.
این کار را ترک کنید!
اگر به شکل متداول به فریاد زدن متوسل میشوید، چرخهای ایجاد میکنید که یک تله است. بچههایتان منتظر فریاد زدن شما میمانند تا مطمئن شوند در حرفتان جدی هستید. فریاد زدن در واقع با هل دادن شما به سمت ابراز هیجاناتی شدیدتر از آنچه آن موقعیت ایجاب میکند، تأثیر و نفوذ شما را کاهش میدهد. مثلاً فریاد زدن در تلاش برای متقاعد کردن فرزندتان به برداشتن اسباببازیهایش. این کار فرزند شما را توانمند میکند، او میداند که میتواند با تعلل کردن شما را ناراحت کند، پس این ابزار علیه شما عمل میکند.
آیا باید کودک را وادار به عذرخواهی کرد؟
شما میخواهید فرزندتان مؤدب باشد، اما آیا واقعاً یک «ببخشید» که با بیمیلی و زیر لب گفته شده است کمکی میکند یا فقط به درد این میخورد که فرزندتان را در مقابل دیگران خجالتزده و سرافکنده کند؟
این کار را ترک کنید!
اجبار کردن به معذرتخواهی مانند گدایی تعریف و تمجید است. هر دو بیارزش هستند، مگر اینکه صادقانه گفته شوند. عذرخواهیهای صادقانه به این خاطر اهمیت دارند که دو بخش اساسی از تأدیب و تربیت را شامل میشوند، یعنی وجدان و اصلاح خود.
