بچهٔ من داستانهای دروغ به دوستانش میگوید
پسر من دائماً در مورد خودش داستانهای دروغ میبافد. او به دوستانش میگوید که در کاراته کمربند سیاه دارد، درحالیکه در واقعیت از پنج سالگی به بعد ورزش رزمی انجام نداده است یا در این مورد که چه نوازندهٔ گیتار خوبی است لاف میزند، درحالیکه هرگز آموزش گیتار ندیده است. من نگرانم که او دوستانش را به این دلیل از دست بدهد.
راهکارهایی که امتحان کردهایم:
- اشاره به لاف و گزافها و نادرستی آنها
- اشاره به بیاعتمادی دوستانش به او
وضعیت ما: او همچنان حقیقت را میپیچاند و من با شنیدن آن از خجالت سرخ میشوم.
راه حلهای کارشناسان
به جای انتقاد همدلی کنید: به نظر میرسد کودک شما عزت نفس پایین و تصور نازلی از خود دارد. بنابراین، به جای انتقاد از او برای دستکاری حقیقت، همدلی با او را امتحان کنید. مثلاً بگویید: «کمربند مشکی تو کاراته. این یه هدف عالیه. دوست داری اون رو به واقعیت تبدیل کنی؟» یا «گیتاریست چیز فوقالعادهایه که بخوای باشی. چطور میتونیم عملیش کنیم؟» قبل از اینکه رفتار فرزندتان را تصحیح کنید، با او ارتباط برقرار کنید و در برابر وسوسهٔ سرزنش و دلسرد کردن یا تمسخر او، که فقط باعث میشود احساس بدتری نسبت به خودش پیدا کند، مقاومت نکنید.
منتظر ترک آن بمانید: شاید لازم باشد یک رابطهٔ دوستی را به خاطر فخرفروشی از دست بدهد تا متوجه شود. ممکن است شنیدنش برای شما دشوار باشد، اما برخی از بچهها باید چیزها را به روش سختش یاد بگیرند.
عزت نفس کودک را تقویت کنید: طبیعی است که بخواهد احساس کفایت، مهم بودن و ارجمندی کند. ممکن است مسئله این باشد که فرزندتان با همسالان خود مشکل دارد و فکر میکند تحت تأثیر قرار دادن آنها باعث میشود دلشان را به دست بیاورد. تمرکز خود را بر تمام کارهایی که واقعاً خوب انجام میدهد بگذارید تا عزت نفسش را تقویت کنید. حتماً به پسرتان بفهمانید که او را دقیقاً همانطوری که هست دوست دارید، حتی اگر کاراته بلد نباشد.
