طلاق امرى منفور و مبغوض در نزد خداست؛ ولى مواردى وجود دارد که اگر در آن، طلاق صورت گیرد، مواجه با مبغوضیت و نفرت بیشتر خواهد شد. در ذیل نمونه هایى را بیان مى کنیم: الف) طلاق زنى که گناهى را مرتکب نشده است. ب) طلاق به خاطر این که همسر دیگرى انتخاب کند و هوس خود را اقناع نماید؛ به عبارت دیگر به خاطر تنوع طلبى و هوس بازى از همسرش جدا شود. ج) طلاق همسر به خاطر ازدواج با فردى زیباتر. د) طلاق زنى که در همه حال با شوهرش سازش داشته و با فقر و بدبختى او ساخته و شکوه اى نکرده است. ه) طلاق زنى که از شوهر خود فرزندى دارد و پس از طلاق، فرزند [...]
در روایات، کلمات و سیره عملی پیامبر(ص) و اهل بیت(ع) مشاهده میشود، که آنان طلاق را بسیار مذموم و منفور معرفی کردهاند. برخی از روایات بدین قرارند: امام باقر(ع) از پیامبر گرامی اسلام(ص) نقل فرمودند: «جبرئیل آنقدر بر من درباره زن سفارش و توصیه کرد که گمان کردم طلاق زن، جز در وقتی که مرتکب فحشاء قطعی شده باشد سزاوار نیست.» امام صادق(ع) از پیامبر اکرم(ص) نقل فرمودند: «چیزی در نزد خدا محبوبتر از خانهای که در آن پیوند ازدواجی صورت میگیرد وجود ندارد و چیزی در نزد خداوند مبغوضتر از خانهای که در آن پیوندی با طلاق بگسلد وجود ندارد. آنگاه امام صادق(ع) فرمود: اینکه در قرآن نام طلاق مکرر آمده و جزئیات کار طلاق مورد عنایت و توجه[...]
امام رضا عليه السلام ـ در پاسخ به اين سؤال كه چرا زن مطلّقه به طلاق عدّى* ، براى شوهر خود حلال نيست ، مگر اين كه با كس ديگرى ازدواج كند؟ ـ فرمود : إنَّ اللّه َ تباركَ و تعالى إنّما أذِنَ في الطلاقِ مَرَّتَينِ، فقالَ عَزَّ و جلَّ : «الطَّلاقُ مَرَّتانِ فَإِمْساكٌ بِمَعْروفٍ أَوْ تَسْريحٌ بِإِحْسانٍ»(بقره،229) .يَعنِي في التَّطليقَةِ الثالثةِ، و لِدُخُولِهِ فيما كَرِهَ اللّه ُ عَزَّ و جلَّ لَهُ مِن الطلاقِ الثالثِ حَرَّمَها اللّه ُ علَيهِ، فلا تَحِلُّ لَهُ مِن بعدُ حتّى تَنكِحَ زَوجا غَيرَهُ؛ لئلاّ يُوقِعَ الناسُ الاستِخفافَ بِالطلاقِ و لا تُضارَّ النِّساءُ خداوند تبارك و تعالى تا دوبار اجازه طلاق داده است و فرموده : «طلاق، دو بار است ، آن گاه به شايستگى نگهداشتن[...]
- پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : ما أحَلَّ اللّه ُ شيئا أبغَضَ إلَيهِ مِن الطَّلاقِ . خداوند چيزى را كه نزد او منفورتر از طلاق باشد، حلال نكرده است. ( كنز العمّال : ۲۷۸۷۱) - پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : إنَّ اللّه َ يُبغِضُ الطلاقَ و يُحِبُّ العَتاقَ . خداوند طلاق دادن را دشمن و آزاد كردن بنده را دوست دارد . ( كنز العمّال : ۲۷۸۷۰)
در صورتی که زن و مردی، به واسطه طلاق، از هم جدا شده باشند یا به هر علتی، جدا از یکدیگر زندگی نمایند و در زندگی مشترک خود، صاحب فرزند نیز باشند، اغلب، مساله حضانت فرزندان، مطرح می گردد. عموما افراد، در این خصوص، با یکدیگر، توافق نموده یا مطابق قانون، رفتار می کنند؛ یعنی، تا 7 سالگی، فرزندان، با مادر می مانند و بعد از آن، تا سن بلوغ، با پدر. اما، مساله، زمانی پیچیده می شود که مادر، پس از جدایی از پدر فرزندان خود یا پس از فوت وی، ازدواج کند؛ چراکه بر اساس قانون مدنی، ازدواج مادر، از موارد سلب حضانت محسوب می شود. در چنین شرایطی، برای رعایت مصلحت فرزند، لازم است، هر چه سریعتر، مشخص گردد[...]
بر اساس ماده 1169 قانون مدنی، "برای حضانت و نگهداری طفلی که ابوین او جدا از یکدیگر زندگی می کنند، مادر تا سن هفت سالگی اولویت دارد و پس از آن با پدر است." بر اساس این ماده، در صورتی که والدین از هم طلاق بگیرند، یا به هر دلیل جدا از هم زندگی کنند، حضانت فرزند دختر تا رسیدن به سن هفت سالگی، با مادر است و پدر در این خصوص حقی نخواهد داشت. همچنین مستفاد از ماده 1169 قانون مدنی که مادر را تا هفت سالگی، در اولویت برای حضانت فرزند دختر می داند و بعد از آن، حق حضانت را برای پدر در نظر می گیرد، می توان گفت که حضانت فرزند دختر بعد از سن هفت سالگی، بر عهده پدر قرار[...]
حضانت فرزندان مساله ای است که از دیر باز، گریبانگیر والدینی بوده که به هر علت جدا از یکدیگر زندگی می نمایند. پس از جدا زندگی کردن والدین به علت اختلافات خانوادگی یا طلاق، باید در خصوص اینکه فرزندان حاصل از ازدواج با کدام یک از والدین زندگی نمایند تصمیم گیری نمود. از این رو قانون گذار توجه ویژه ای به مساله حضانت فرزندان داشته است. همانگونه که می دانیم، بازه زمانی نوزادی تا 7 سالگی فرد، یکی از مهم ترین دوران ها در شکل گیری شخصیت روانی او است. از این رو، ضرورت حضور مادر که به نحو احسن، نیازهای جسمانی و روانی کودک را مرتفع سازد، بیش از پیش در این دوره احساس می شود. بنابراین، قانون گذار نیز[...]
در قانون مدنی، برای حمایت از محجوران، نوعی از ولایت و سرپرستی پیش بینی شده است و این امر، به دلیل آن است که محجورانی مانند اشخاص صغیر، سفیه و مجنون، نیازمند حمایت هستند تا امور آن ها سامان یابد و مسائل حقوقی آن ها، به درستی، انجام گیرد. بر اساس قانون مدنی و قوانین مرتبط، در ابتدا، ولی خاص، مسئول امور حقوقی و مالی محجور بوده و پس از آن، نوبت به قیم می رسد. به همین جهت، کسب اطلاع از این امر که چه کسانی ولی خاص هستند، به ویژه برای افرادی که دارای محجور در خانواده خود هستند، ضروری است. برای بررسی اینکه چه کسانی ولی خاص هستند، باید به ماده 1194 قانون مدنی، مراجعه کرد که مقرر داشته: " پدر و جد پدری و وصی منصوب از[...]
راهکار قانون مدنی برای سپردن حضانت به یکی از والدین ، سن فرزندان است . لازم است که در اینجا حضانت فرزند دختر و حضانت فرزند پسر به تفکیک مورد بررسی قرار گیرد . بر اساس قانن مدنی ، حضانت فرزند دختر تا سن هفت سالگی با مادر است . از هفت سالگی تا نه سالگی با پدر بوده و بعد از سن نه سالگی خود او می تواند انتخاب کند که می خواهد با کدامیک از والدینش زندگی کند . حضانت فرزند پسر نیز تا سن هفت سالگی با مادر است . پس از آن ، تا پانزده سالگی بر عهده پدر قرار می گیرد . بعد از رسیدن به سن پانزده سالگی خودش می تواند انتخاب کند که[...]
مطابق قانون مدنی، شخصی که محجور، یعنی صغیر، سفیه یا مجنون است، از تصرف در امور مالی و غیر مالی خود ممنوع بوده و به همین دلیل، آن ها تحت ولایت ولی خود، یعنی پدر و جد پدری قرار دارند. اما، از آنجا که ممکن است پدر و جد پدری، هر دو فوت کرده و کسی را نیز به عنوان وصی تعیین نکرده باشند یا خود دارای شرایطی بوده که صلاحیت اداره امور محجور را نداشته باشند، دادگاه برای اینکه امور شخص محجور، معطل نماند، اقدام به تعیین قیم می کند. واضح است که شخص قیم، از آن رو که نمایندگی از طفل در امور مالی و نگهداری از او را بر عهده دارد، بایستی دارای شرایطی باشد؛ از جمله، امانت، عدم ارتکاب برخی جرایم،[...]







